حسن حسن زاده آملى

136

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)

در بيان حجابهاى انسانى اين فص نيز كه از غرر فصوص اين كتاب شريف است در بيان حجابهاى انسان از وصول بكمال حقيقى است و در توصيه بتجرد از غواشى و اشاره اجمالى بمقاماتى كه براى انسان است مى باشد و در خاتمه امر به اتخاذ عهد عند الحق تعالى مىدهد . نكته باريك در اين فص اين است كه معنى حجاب بدرستى ادراك گردد زيرا رفع اين حجاب از خود گذشتن يعنى فانى از خود شدن و باقى بالله بودن است . و بغور اين مطلب رسيدن تلطيف سر و تجريد فكر مى بايد . از خودى بگذر اگر خواهى خدا فانى از خود شو كه تا يا بى بقا گر تو را بايد وصال راستين محو شو و الله اعلم باليقين ( دفتر سوم مثنوى عارف رومى ) در فصوص گذشته دانسته شد كه براى انسان حجابهايى است كه وى را از مشاهده ملكوت و عرفان حق اول كه كمال حقيقى او است باز مى دارد . اكنون در مقام بيان دو حجابست كه از حجب ديگر به انسان نزديك ترند : نخستين حجاب اكبر است كه ملاحظه انانيت يعنى خود بينى و خود پرستى اوست ، و ديگر بدن عنصرى كه به اعتبارى حجاب و لباس سر و حقيقت اوست كه نفس ناطقه اوست . علاوه اين كه تدبير نفس ناطقه در بدن و تعلقش بدان ، او را از توجه به اصلش باز مى دارد ، پس اگر بخواهد بمقامات شامخه قدسيه انسانى برسد بايد بكوشد تا از هر دو حجاب بدر آيد از نخستين در حد وجوب و از دومين به قدر امكان .